وصیت نامه پاسدار رشید اسلام شهید حمید رضا کمیجانی(دایی عزیزم)

خدایا تو شاهد باش که من هدفی جز تو و مقصودی جز راهی که تو خودت توسط پیامبر اکرم(ص) و امامان معصومیت به من نشان داده ای ندارم و عشقی جز شهادت در راه تو ندارم. امیدم به توست و غیر تو پناهگاهی ندارم هر چند بنده ای معصیت کارم و بار گناها نم بر دوشم سنگینی می کند منتها از درگاه لطف و کرمت نا امید هم نیستم و به فضل و کرمت چشم دوخته ام. امیدوارم که هدیه ای کهخودت به من ارزانی داشته ای تقدیمت کنم. جوانان ما باید قدر این نعمت بزرگ را بدانند و پیش از آنکه مرگ سیاه دامنگیرشان شود مرگ سرخ را استقبال نمایند.
هر کس قدمی در راه خیر برداشت جهت سعادت خود برداشت و تو نیز قدمی بردار و با یکبار و دوبار آمدن به جبهه نیز اکتفا نکن. هر چه کردی برای خود کردی. اگر می خواهی کارهایت پسندیده باشد سعی کن رضایت رضای خدا باشد.
شهیدان علم و پرچم اسلام را تا لحظه مرگ بالای دستها نگه داشته اند وای برادر نگذار که به زمین افتد. وای پدر و مادر مهربان و زحمتکش امیدوارم مرا ببخشید و من از تمام قوم و خویش و آشنایان حلالیت می طلبم.
ای مادر عزیز اگر جنازه من به دست شما رسید مرا در کنار مزار شهدای کمیجان دفن نمایید و مادر عزیز و مهربان و ای پدر گرانقدر و برادران عزیز و خواهران هرگز گریه کنید و اگر گریه می کنید برای مظلومیت سیدالشهدا گریه کنید. این وصیت نامه را لحظاتی قبل از رفتن به عملیات نوشتم.
تاریخ شهادت:۳/۱۱/۱۳۶۵
با سلام خدمت بازیدکنندگان محترم