حقیقت انتظار واثار سازنده اش
آيا ايمان به چنين ظهوري انسان را چنان در افکار رؤيايي فرو ميبرد که از وضع موجود خود غافل ميگردد و تسليم هرگونه شرايط ميکند؟
و يا اين که به راستي اين عقيده يک نوع دعوت به قيام و سازندگي فرد و اجتماع است؟
آيا ايجاد تحرک ميکند يا رکود؟
آيا مسئوليت آفرين است يا مايه فرار از زير بار مسئوليتها؟
وبالاخره آيامخدر است يا بيدار کننده؟

آخرالزمان و امام مهدي
ظهور موعود الهي و منجي بشر متضمن دو عنصر اساسي و به هم پيوسته است: زمان دوران اين تحول در رويداد جهاني (آخرالزمان) و وجود شخص منجي و متکفل اين امر عظيم (امام مهدي، عليهالسلام).
«آخرالزمان» اصطلاحي است در فرهنگ اديان بزرگ دنيا، به معناي آخرين دوران حيات بشر و قبل از برپايي قيامت. در فرهنگ اسلامي، آخرالزمان هم دوران نبوت پيامبر اکرم، صلياللهعليهوآله، تا وقوع قيامت را شامل ميشود و هم دوران غيبت و ظهور مهدي موعود، عليهالسلام، را. در دوران معاصر، عدهاي از مفسران و متفکران مسلمان از قبيل: مرحوم علامه طباطبايي، استاد شهيد مرتضي مطهري، سيد قطب، محمد رشيدرضا، شهيد سيد محمدباقر صدر و... با اتکا به آياتي از قرآن کريم (اعراف: 138، انبياء: 105، صافات: 171 و 172) استخلاف انسان در زمين، فرمانروا شدن نيکوکاران زمين (وراثت صالحان) و پيروزي حق بر باطل را بهرغم جولان دائمي باطل به عنوان سرنوشت آينده بشر مطرح کردهاند و آيات و روايات مربوط به تحولات آخرالزمان را بيانگر نوعي فلسفه تاريخ ميدانند و به اعتقاد ايشان، عصر آخرالزمان عبارت است از دوران شکوفايي تکامل اجتماعي و طبيعي نوع انسان، چنين آيندهاي امري است محتوم که مسلمانان بايد انتظار آن را داشته باشند و نبايد منفعل و دلسرد به «حوادث واقعه» بنگرند، بلکه با حالتي پر نشاط و خواهان صلاح جامعه انساني و آگاه از تحقق اهداف تاريخي انتظار، بايد سرشار از اميد، آمادگي و کوشش در خور اين انتظار مقدس باشند. در چارچوب اين برداشت، آخرالزمان قطعه معيني از تاريخ نوع انسان است که او بايد در آن حرکت تکاملي تدريجي خود را تا تحقق وعده الهي ادامه دهد. [1] در حاليکه در کتب علماي متقدم همچون «کمالالدين» شيخ صدوق و «کتابالغيبه» شيخ طوسي، رحمةاللهعليه، چنين تفسيري از تاريخ نبوده و تحولات آخرالزمان امري است غير عادي که در آخرين بخش از زندگي نوع انسان واقع ميگردد و به تحولات قبلي جامعه انساني مربوط نميشود. [2] .
در نظر متاخران بينا بودن در مورد «نشانههاي زمان» و ارزيابي رخدادها، در پرتو پيشگوييهاي آخرالزماني که در جامعه جريان دارد، ضروري است. کما اينکه بسياري از انديشمندان بر اين باورند که جامعه انساني اينک در آخرين مرحله غفلت از «ذات» و در اوج تحمل «جوهر مادي» و «کميت منطوي در کثرت» قرار دارد، و معتقدند هر چه بشر پيشتر ميرود; درک جمعي او از خير و عدل مطلق مفهوم تر و شفافتر ميگردد.
شناخت «آخرالزمان» يا فرجام شناسي (Eschatologie) در اديان يهود، مسيحيت و زرتشتي نيز حائز اهميت است.
با عنايتبه آنچه بيان شد، «آخرالزمان» پايان همه چيز نيست، بلکه ترميم جهان است. گويي جهان ناگهان تعادل خود را باز مييابد و به حالت اوليه باز ميگردد. همه آشفتگيهاي ممکن اوجش در آخرالزمان است فقط در صورتي آشفتگي مطلق است که في نفسه و با ديدي افتراقي ملاحظه شود. ولي چنانچه اين بي نظميها در قبال نظم کل که سرانجام همگي به آن باز ميگردند، قرار گيرد جنبه منفي خود را از دست ميدهد و جزو عوامل مقوم و به يک معني فاني در مرحله ظهور ميشود.
نمایه احادیث “علم امام” در کتاب الحجة اصول کافی
چکیده :

اعجاز های قرآن
اعجاز های قرآن
به ذکر یکی از معتبر ترین اقوال که طریقه ی کوفیان است و از عبدالله بن حبیب سُلّمی شاگرد حضرت علی (ع) پیروی شده :
فضیلت های آیت الکرسی
به نام خداوند عالمیان
آثار مثبت آیت الکرسی1. هرکس آیت الکرسی را بخواند خداوند از وسوسه شیطان او را ایمن می کند.
2. هرکس آیت الکرسی را بخواند خداوند از راه بی گمان به او می رساند.
3. هرکس آیت الکرسی را بخواند خداوند او را از فقر و فاقه ایمن می گرداند.
صلوات
صلوات تحفه بهشت است.
صلوات روح را جلا مي دهد.
صلوات عطري است كه دهان انسان را خوشبو مي كند.
صلوات نوري در بهشت است.
صلوات نور پل صراط است.




با سلام خدمت بازیدکنندگان محترم